تن برهنه(113)

اسم خودتو میذاری 

مرد؟؟!!

دست دختری رومیگیری که قبل ازتو 

هیچکس لمسش نکرده..!!!

میای واز عشقت میگی و...

برای دیدن قلبش میخوای تنشو

برهنه ببینی...!!!

اگه بوست نکنه اگه یکم پایبند باشه

پاک باشه...

دیگه از عشق و عاشقیت خبری

نمیشه...!!!

ترکش نمیکنی اما انقدر با بی تفاوتی

هات روزی هزاربار میشکنیش که 

ترکت کنه تا بازم تو طلبکار باشی که

چرا ترکم کردی...!!!

رفتن بلد نیستی اما دستشو گرفتی

گفتی این جاده روبرو...

خودم(112)

الان داشتم توگوگل میچرخیدم 


وقتی بی حجابی هارودیدم


حالم ازخودم بهم خورد


داشتم دیوونه میشدم 


ازهمتون که بی حجابین متنفرم


متنفرم متنفرم متنفرم 


لعنت به همتون لعنت به همتون

دختر به پسر(111)

پسر به دختر : اعتمادتو به من ثابت کن
همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد
دختر به پسر : حال تو اعتمادتو به من ثابت کن 
پسر تمام لباس هایش را تنش کرد

یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هسیتم ، آخرش بستن کمربندمان نباشد

مــَـن مــَـردَم(110)

مــَـن مــَـردَم . . .

نه صورتم به ظریفی صورت توست نه پهنای دستانم قابل مقایسه با دستان کوچک توست !

من مــَردَم ، نمیتوانم غم هایم را زیر رژ لب های رنگی ام پنهان کنم . . .

نمیتوانم دقایق دلتنگی ام را با بازی کردن موهای بلندم از یاد ببرم !

تمام لاک و لوازم آرایش و عشوه های نرم و نازکت را با غرور سنگی ام عوض نخواهم کرد . . .

شاید ته ریش قشنگ و یک دستی نداشته باشم یا چشمان زاغی ام دلت را بزند . . .

اما غرور مردانه ام دل هر مونثی را به وسوسه می اندازد !

 

 

روزهای باتوبودن(109)

آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود

تمام شد !

امروز با تو بودن

یا نبودن فرقی ندارد...

سیگار باشد یک خیابان و برگهای زرد پاییزی...

من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!!
 

لحظه های تلخ(108)

                                                        صدا می زنم تو را...

یک بار...

دو بار...

جوابی نمی شنوم!

 

کدام قلب...؟ کدام چشم...؟ مرا عاشقانه می خواند...؟

من به دلگرمی کدامین دست، از این جاده بگذرم...؟

 

لحظه های تلخ مرا، تنها، شیرینی یک سیب رسوا می کند...

 

زخم ها(107)

 
می خندم...


ساده می گیرم...

ساده می گذرم...

بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...

نه اینکه دل خوشم!

نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!

مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،

سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...

برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!

روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...

می خندم که جای زخــم ها را نبینی ...

حرفهای نزده(106)

لیاقت میخواهد
بودن در قلب دخترکی که
تمام دنیایش حرفهای نزده دلش است...!!