خاطره عشق بزرگ یک زن ومرد...(41)

 

توی تاکسی نشسته بودم. یه خانم حدود 50 ساله هم کنارم بود. با بغل دستیش شروع به حرف زدن کرد و حرفاش اینقدر جالب بود که اشک تو چشم همه جمع شد. گفت 14 سال تمام بچه دار نمی شدن. شوهرش تمام حقوقشو خرج دوا و دکتر کرده و خانمه می گفت هرچقدر که بهش گفتن بره زن دیگه ای بگیره گفته لازم نیست. الان هم که دنبال درمانم به خاطر خانمم هست که بچه دوست داره. بعد 14 سال خدا بهشون یه دختر داده. دخترشون که بزرگ شده و دبیرستانی بوده خانمه سکته مغزی می کنه. خودش می گفت دکترا به خانواده ام گفتن تا صبح زنده نمی مونم. مویرگ های مغزم پاره شدن. می گفت شوهرش که اینو شنیده اومده بالای سرش. دستشو بلند کرده رو به آسمون گفته خدا من قربانی تو، منو ببر تا خانمم زنده بمونه. بعد یه بار دور سر خانمش چرخیده و صورتشو بوسیده و رفته خونه. و دقیقا دو ساعت بعدش فوت کرده. ده روز بعد هم حال خانمه کاملا خوب شده...

تقاص چیرومیگیری(40)

 

قاص چی رو می گیری...که تا اینجا کشوندیمون

کجای راهو کج رفتیم...که تا اینجا رسوندیمون

اگه من جای تو بودم...میون این همه دردم

یه روز از چشم این مردم...تو رو پنهون نمی کردم

تو رفتی بعد تو حالم...یه حالی مثل مردن بود

تو هم تنها شدی اما...کجا حالت مثل من بود

اگه دلگیری از دنیا...منم مثل تو آشفتم

ولی من جای تو بودم...به مردم راست می گفتم

یه دردی سوخت تو سینَم...که تو از خاطرم بردی

من اون زخمی رو خوردم که...تو از حس کردنش مُردی

تقاصِ دل کُشی هایِ...یه آدم تو همین دنیاست

بذار ما رو بسوزونن...جهنم تو همین دنیاست

دوستت دارم اینوبفهم(39)

 
من از تو دل نمی برم اگر چه از تو دلخورم



اگرچه گفته ای ترا به خاطرات بسپرم






هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام



منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام






تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی



من شکست داده راخودت برنده می کنی






نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم



بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم






رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها



همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها






صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی



به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

(38)

اشکه من خنده نداشت ( احساس من جواب نداشت)

ازم می خوای سلام بدم
چطوری روت میشه نگام کنی
چطور روت میشه ندا بدی دوست دارم
با این همه تظاهرت
من که ندیدم نشانه ی عاشقی
هر چی دیدم زرنگ بازی های دخترای این دور زمونه بود
منم به غربت رسیدم
من به عشقت رسیدم
منم که دردت کشیدم
من بودم شنیدم اهنگ دوست دارم به دروغو به دغل
من بودم که ضربه خوردم
من که نفسم درنماید
منم که تپش قلب دارم
منم که
نفرت دارم
من که دنیا که جلوم بد بود بدتر شده






تو چرا ناراحتی
خدای تو هم مهربون وقتی ببینه من کسی رو نمی تونم نبخشم
همه رو میبخشم اونم میبخشه
حالا برو اگه به اینجا امدی
برو نبین چی کشیدم
برو پشتتم نگاه نکن
مثل تو زرنگ زیاد دیدم
افرین
موفق شدی برو
مثل سری های قبل خداحافظی کن برو
بر پیش
کسی که الان مرحم قلبت شده
اگر چشت به این نوشته رسید
نظر نده
گمشو برو
برو تا نفرتم زیاد نشه
برو که زخمی که زدی
خونی شدی
هر بار بیای طرفش
خونه لبریز می کنه
فقط بروووووووووووووووووو
عاشق نبودی
ولی اهنگ عاشقی
خوب بلد بودی
                                                                                                                  امضا:     رضای که به دلایل رضا شد

وهنوز منتظرم......(37)

میگویند یک روزی هست ..

که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...

و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!

فقط نمیدانم ....

تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!





ولو شده ام سر خیابان

در منطقه ی استحفاظی ِ یک مشت موش و گربه و سوسک و نکبت!

رد میشوند از کنارم

مردم ِ پرهیزگار!!

و دلسوز ترینشان

یک نخ سیگار به طرفم پرت میکند!

مچاله میشوم، در خودم، در بی کسی ام، در تمام گند زار ِ زندگیم...

و هنوز منتظرم

نه منتظر دستی که از روی ترحم برایم مرحم لحظه ای پرت کند

منتظر دستی ام که دستهایم را بگیرد و تمام کند.... این همه حقارتم را!

انگار همین دیروزبود..(36)

تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و...

دقایق برای ساعتها نجوا می کنند....

ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و....

روزها ،ماه ها را و ....

ماه ها..... سالها را

واین چنین می شود که ایام می گذرد

ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را

باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم و...

می گویم:.

.

.

انگار همین دیروز بود





چــه زیبــاست وقتـی میفهمـی کسـی زیــر ایـن گنــبد کبــود

انتظــارت را میـکشـــــد چــه شیرین اســـــت

طعــم پیامکی کــه میگـــوید :
 
" کجایـی نگران شدم "

جملات عاشقانه (مخصوص دوران نامزدی و اس ام اس به ......)(35)

جملات عاشقانه (مخصوص دوران نامزدی و اس ام اس به ......)

ادامه نوشته

زیباترین جملات عاشقانه خدائی(34)

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

ادامه نوشته

مواظب باش سوتی ندیا...(33)

صبح كه داشتم بطرف دفترم مي رفتم سكرترم بهم گفت: صبح بخير آقاي رئيس، تولدتون مبارك! از حق نميشه گذاشت، احساس خوبي بهم دست داد از اينكه يكي يادش بود......

ادامه نوشته

من همانم(32)

 

 عکس   متن کوتاه عاشقانه پرسوز و گداز

مـَـــטּ همــ ـانــم . . .

خـــوبـــ تمــــاشا ڪُـטּ . . . !       

دختـــرے ڪہ براے دوبــاره داشتــنــت . . .

تمــامـــِ شبـــ ـ را بيــدار مـےماند . . .

و با تـ ـویــے ڪـہ نيـــستے  حرف مےزند . . .

دختــرے ڪـہ . . .

دستــهايــش را در هـــم گــره مـےڪند

و زانــو ميــزند لبــہ تختــش و چشمــانش را مـےبندد . . .

و تنــــهـا آرزویـــش را براے

هـــزارميـــטּ بـــــار بـہ خُدا يـــاد آور مـےشود . . . !

خــُــــــدا هـم مثــل هميـــشــہ لبخند مے زند
از ايـــטּ ڪہ «تو     آرزوے هميشگے مـَــטּ بودے . . . ! 

بیابخندیم(31)

 
دختر: مامان تو زنی یا مردی ؟
مادر: زنم دیگه پس چی ام ؟
دختر: بابا ، چی اونم زنه ؟
مادر: نه مامانی بابا مرده .
... دختر : راست میگی مامان ؟
مادر: آره چطور مگه ؟
دختر: هیچی مامان ! دیگه كی زنه ؟
مادر: خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ
دختر: دایی سعید هم زنه ؟
مادر: نه اون مرده !
دختر : از كجا فهمیدی زنی ؟
مادر : فهمیدم دیگه مامان، از قیافه ام .
دختر: یعنی از چی ؟ از قیافه ات؟
مادر: از اینكه خوشگلم ، 
دختر: یعنی هر كی خوشگل بود زنه‌ ؟
مادر: اره دخترم
دختر: بابا از كجا فهمید مرده
مادر: اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد خوشگل نیست مرده !
دختر : یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن ؟
مادر: آره تقریبا .
دختر : ولی بابایی كه از تو خوشگل تره
مادر: اولا تو نه شما بعدشم باباییت كجاش از من خوشگل تره ؟
دختر: چشاش
مادر: یعنی من زشتم مامان ؟
دختر: آره
مادر: مرسی
دختر: ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره !!
مادر: خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست
دختر : چی اون حرفه كه الان گفتی چی بود
مادر: استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه
دختر: مامان من مردم
مادر: نه تو زنی
دختر : یعنی منم زشتم
مادر: نه مامان كی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان كودكی
دختر: یعنی من زن نیستم ؟
مادر: چرا جنسیتت زنه ولی الان كودكی
دختر: یعنی چی ؟
مادر: ببین مامان همه ی آدما شناسنامه دارن كه توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص میشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .
دختر : یعنی منم مامانم ؟
مادر: اره دیگه تو هم مامان عروسكهاتی
دختر : نه ، مامان واقعی ام ؟
مادر: خوب تو هم یه مامان واقعی كوچولو برای عروسكهات هستی دیگه
دختر: مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟
مادر: تو كودكی
دختر: كی زن میشم ؟
مادر: بزرگ شدی
دختر: مامان من نفهمیدم كیا زنن ؟
مادر: ببین یه جور دیگه میگم . كی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی
دختر : بابا
مادر: بابات كی بتو شیر داد ؟ !!!!!!!!!!

دختر: بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه
مادر: نه الان رو نمی گم ، كوچولو بودی ؟
دختر: نمی دونم
مادر: نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه
دختر : كی؟
مادر: ای بابا ولش كن ، بین مامان ، زنها سینه دارن كه باهاش به بچه ها شیر میدن، ولی مردا ندارن
دختر: خب بابا هم سینه داره
مادر: اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی
دختر: خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .
مادر: ای بابا ببین مامان جون خودت كه بزرگ بشی كم كم می فهمی .
دختر: الان می خوام بفهمم .
مادر: خوب هر كی روسری سرش كنه زنه هر كی نكنه مرده
دختر : یعنی تو الان مردی میریم پارك زن میشی
مادر: نه ببین ، من چیه تو میشم ؟
دختر : مامانم
مادر: خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
دختر : آهان فهمیدم .
مادر: خدا خیرت بده كه فهمیدی ، برو با عروسكهات بازی كن

نیم ساعت بعد

دختر: مامان یه سوال بپرسم
مادر: بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها
دختر : در مورد ماهی قرمزه است .
مادر: خوب بپرس
دختر : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

تکه های دلشکسته عاشق(30)

گاهی وقتا دوست داری بهش بگی دوست دارم ولی نمی تونی....

گاهی وقتا دوست داری ببوسیش ولی نمیشه...

گاهی وقتا دوست داری بغلش کنی ولی نمیشه.....

گاهی وقتا دوست داری بهترین هدیه دنیا رو براش بخری اما نمیشه....

گاهی وقتا...

ولی گاهی وقتا چه راحت میگی دوست ندارم

گاهی وقتا چه راحت میگی برو دیگه نمی خوام ببینمت

گاهی وقتا چه راحت در یک شب تاریک زمستانی میگی من رو فراموش کن...

دلیل این گاهی ها چیست؟؟؟!!!!!!!

دل نوشته های یک دل شکسته(29)

هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...


 واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك


مي ريزي برات اشك ميريزه...


براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه...

 

عاشقه كسي باش كه دوستت بداره!


***

شبهـــــا زیــــر دوش آب ســرد...

بی صدا رها می کـند بــغض زخم هایـَش را

و هــمه می گــویند خــــوش بــــه حــــالـش

چــــه آســــان فــــرامــــوش کــــــرد...!

***

در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند که امروز ، اینگونه دیوانه وار ، 

تشنه ی “بازی کردن ” با آدم هایی ؟

جملات کوتاه وخنده دار(28)

ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ ﺳﺒﺰﯼ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﺗﻮﺵ ﺣﻠﺰﻭﻥ ﻭ

ﮐﻔﺸﺪﻭﺯﮎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ !

ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺳﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﺎ دهه شصتیها…….

******

اگر تو آمریکا هم قوانین نام‌گذاری شرکتها مثل ایران بود

اسم شرکت اپل می‌شد :

سیب‌پردازان سیستم‌گستر غرب !

******

خدایا !

اگه قرار شد دوباره دهخدا زنده بشه ببرش تو زیمباوه این کارو بکن

چون اگه تو ایران زنده شه با شنیدن الفاظی مثل عجیجم ، عجقم ، بوج

قلفونت ، تیتلتو بخولم و … سکته میکنه

******