همهـ چي درست ميشه(87)

كــاش گاهي خدا
از پشتـــ ابرها مي آمد
گوشمـــ را محكم ميگرفتـــ و داد ميزد:
آهــاي!بگيـــر بشين ! انقد غر نزن! همينه كه هستـــ ...
بعد يه چشمكــ ميزد و تو گوشم ميگفتـــ:
همهـ چي درست ميشه....
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 17:12 توسط رضا
|