با خود فکر می کنم

چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است

و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند وضعشان آن است ......

نمیدانم مشکل در نوع عرق است یا نوع ریختن و خوردن !!!

درد من تنهایی نیست ؛

بلکه مرگ ملتی است که :

گدایی را قناعت

بی عرضگی را صبر

و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند !