با خود فکر می کنم(90)
با خود فکر می کنم
چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است
و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند وضعشان آن است ......
نمیدانم مشکل در نوع عرق است یا نوع ریختن و خوردن !!!

درد من تنهایی نیست ؛
بلکه مرگ ملتی است که :
گدایی را قناعت
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند !
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 17:16 توسط رضا
|